- تاريخ انتشار: چاپ اول 1358
- تعداد صفحات: 97
- نويسنده: ناصر ایرانی
- دانلود کتاب داستانی که نوشته نشد
- رحیم مچ دست چپم را گرفته بود تو دست راستش نمیگذاشت تکان بخورم ...
کتاب داستانی که نوشته نشد – نویسنده ناصر ایرانی
کتاب داستانی که نوشته نشد – نویسنده ناصر ایرانی
کتاب شامل بر چهار داستان کوتاه میباشد:
داستانی که نوشته نشد – شهادت – آتش که بگیرد – او مرد خطرناکی است
رحیم مچ دست چپم را گرفته بود تو دست راستش نمیگذاشت تکان بخورم خودش رفته بود بالاي يك سنگ بزرگ،
رو پنجه پاهایش ایستاده بود سرک میکشید و همه چیز را میدید. من هیچی نمیدیدم ،هیچی
جز پشت مردها و زنها را که هی عقب میآمدند و مرا به دیوار فشار میدادند و سر علمها را که خم میشدند
راست میشدند و دور میشدند. پرچمها را هم که در اهتزاز بودند، میدیدم. رشته های زنجیر را هم که
به هوا میرفتند میدیدم و میشنیدم که گرپی میخوردند رو پشتها ، و به دنبالش فریاد «حسین! حسین!»
دیگر هیچی دیگر هیچی. به رحیم گفتم من هیچی نمیبینم، رحیم. بی آنکه بهم نگاه کند اخمهایش را تو هم کشید و گفت «اینقدر نـق نزن بچه.»
«بس که فشارم میدهند دارم خفه میشوم.»
«به درک میخواستی بمانی تو خانه»
«مگر نمیشود جلوتر برویم؟»
جوابم را نداد مچ دستم را فشار داد که دردم آمد ولی صدایم در نیامد. میخواستم طاقتم را به رخش بکشم. دوست داشتم بهش بفهمانم که دیگر از این جور فشارها ککم هم نمی گزد …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF