نگاهی کوتاه به رمان شبهای تهران

بازدید: 1,200 بازدید

نگاهی کوتاه به رمان شبهای تهران

نگاهی کوتاه به رمان شبهای تهران

غزاله علیزاده در رمان شبهای تهران نگاهی خاص و دگر گونه به جامعه خود را داراست.

او در این داستان به شرح حالات درونی و روانکاوی افرادی می پردازد که خاستگاه طبقاتی بورژواز و خرده بورژوا را دارایند .

قهرمانان اصلی داستان یک مرد و دو زن هستند . انها در درون خود و درگیر با خود غرقه در رفتارهای بورژوا مآ بانه

سعی می کنند هر کدام به نحوی خویشتن را بیابند .و در این رابطه است که هر کدام از آنها در عین نا توانی دیگری را

توانا می پندارد . در صورتی که هیچ یک از آنها توانا نیستند . هیچ کدام از آ نها توان درک مفهوم هستی را ندارند

و سوال بزرگ این نوشته این است که :چرا آفریده شده ایم که رنج بکشیم .

اما رنج هاییکه اینان می کشند رنجی نیست که از سر گرسنگی و فقر و تضاد طبقاتی باشد.

به جرات می توان گفت دغدغه های غزاله علیزاده از نوع روشنفکری آن بوده است.

در این کتاب غم نان ـ غم مسکن ـتضاد و فقر چیزهایی است که هیچگاه قهرمانانش به آن توجهی ندارند

و اصولا در دنیایی سیر می کنند که این مسایل برایشان اصلا وجود نداشته . نگاهی هم به دور و بر خود نمی اندازند

و اگر هم چیز هایی از این دست مشاهده کنند به نوعی رمانتیک با آن برخورد نموده اند .

سه شخصیت اصلی این داستان کاملا در خود فرو رفته و تنهایند.

بهزاد هنر مند نقاشی که رفتارها و کنشش ایده آل می نماید در ابتدامسحور زنی است که سرگشته و گریزان

به هیچ کجا تعلق ندارد و سپس نیز با یاد او به زندگی ادامه می دهد .

 

علیزاده از بیماری سرطان رنج می‌برد بعد از دو بار خودکشی ناموفق، سرانجام در جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۷۵ در روستای جواهرده رامسر، خود را از درختی حلق‌آویز کرد.

نگاهی کوتاه به رمان شبهای تهران نگاهی کوتاه به رمان شبهای تهراننگاهی کوتاه به رمان شبهای تهران

مطالعه بیشتر