- تاريخ انتشار: چاپ دوم 1376
- تعداد صفحات: 135
- نويسنده: سید مهدی امیرشاهی
- ناشر: انتشارات افشار
کتاب جدال با تبهکاران – نویسنده سید مهدی امیرشاهی
کتاب جدال با تبهکاران – نویسنده سید مهدی امیرشاهی
صفوف منظم یگانهای مستقر در پادگان تکاوری چشم انداز زیبایی
را بوجود آورده بود. با فرمان رژه افسر نگهبان جنب و جوش خاصی
در بین افراد بوجود آمد و هر گروهان با گرم کردن و نرمش پاهای
خود سعی در اجرای رژه ای باشکوه را داشتند در بین یگانها گروهانی
بود که فرماندهی آن را سروان امیر (کاوه) به عهده داشت. در حالی
که روی به افراد خود نموده بود گفت: دوست دارم امروز پاداش زحمات
و تمرینات خود را بگیرید. با یک خیلی خوب، و جواب قاطع با
آهنگ موزیک تمامی افراد پای گرفته و هر دسته با نظم خاصی از
جلوی جایگاه رژه می رفتند. در همین زمان و در مکانی خارج از
پادگان حوادثی در شرف وقوع بود ماشینی بنز در جلوی یکی از
بانکها توقف نمود که دارای ۴ سرنشین بود مردی که بغل دست
راننده قرار داشت و ریشی انبوه ولی مصنوعی صورتش را پوشانده بود
اسلحه کمری خود را بیرون آورده و از ضامن خارج کرد و دوباره آن را در کمر خود زیر کاپیشنش قرار داده و از ماشین پیاده شد و به طرف پاسبان نگهبان بانک که داخل بانک و پشت درب ورودی ایستاده بود و بیرون را نگاه می کرد به راه افتاد به محض رسیدن به کنار مأمور بانک سریعاً اسلحه خود را بیرون کشیده و در پهلوی پاسبان قرار داده و آهسته گفت: اگر جانت را دوست داری و نمی خواهی بچه هایت یتیم شوند کوچکترین حرکتی نمی کنی. سپس بسرعت اسلحه کمری مأمور را از غلاف آن خارج کرده و در کمر خود گذاشت و از پشت شیشه بانک اشاره ای به داخل ماشین نمود. دو سرنشین عقبی ماشین سریعاً در حالی که کلاهی کشی که مخصوص زمستان می باشد و فقط سوراخی در چشمان و دهانشان وجود داشت …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF