- مترجم: گیور گیس آقاسی
- تعداد صفحات: 116
- نويسنده: میکی اسپیلین
- ناشر: شهریار
- دانلود کتاب شریک چهارم
- باران بشدت میبارید و باد زوزه میکشید ...
کتاب شریک چهارم – نویسنده میکی اسپیلین
کتاب شریک چهارم – نویسنده میکی اسپیلین
باران بشدت میبارید و باد زوزه میکشید. سرما تا مغز استخوان نفوذ میکرد و مردم از هر سو با سرعت در حال حرکت بودند و
نور چراغ اتومبیلها در جاده منعکس میشد در يك چنین شب طوفانی بود که صدای آژیر خطر بانك (شب) بلند شد و من نیز
مثل غالب کسانی که در آن حوالی بودند این صدا را شنیدم و بدواً تصور کردم که ساختمان بانك طعمه حریق شده و
بدینوسیله اعلام خطر میکنند ولی چون اثری از دود و آتش دیده نمیشد لذا
این شك را از مخیله ام زدودم و فهمیدم اتفاق غیر منتظره ای رخ داده .
فکر میکنم بهتر باشد همه چیز را از اول تعریف کنم تا نکته مبهمی باقی نماند. آن شب همانطور که گفتم باران بشدت
میبارید و عقربه های ساعت ماشین من یازده و چهل و هشت دقیقه را نشان میدادند.
غالب دکاکین نیز باز بودند و این شب يك شب استثنائی بود چون شب عید کریسمس (میلاد مسیح) بشمار میرفت شهر
(سانفور) شهر کوچکی بود و در حقيقت يك قصبه بزرگ بشمار میرفت که دارای رادیو و تلویزیون بود . بهر حال پلیس
آمریکا میدانست که من دارای سوء پیشینه مییاشم …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF