- تعداد صفحات: 42
- گردآورنده: م. ع. لبخند
- ناشر: عطائی
- دانلود کِتاب قهقهه - گردآورنده م ع لبخند
- مجموعه فکاهیات شیرین
- رند و مرد رندتر - حیله دزد - اوستا علم و ...
کتاب قهقهه – گردآورنده م ع لبخند
کتاب قهقهه – گردآورنده م ع لبخند
مردی خیاط عادت کرده بود از پارچه هائیکه پیش او میآوردند میدزدید تا اينكه يك شب در خواب دید
مشعلی پر از آتش از تمام پارچه هائیکه دزدیده است درست نموده اند و بجان او میزنند. چون بیدار شد
از عمل خویش نادم و پشیمان گشته بشاگرد خود گفت. چون من عادت کرده ام که از پارچه های مردم
بدزدم هر موقع که خواستم این عمل را بنمایم تو بمن گوشزد کن. تا اينكه يك نفر مشتری پارچه ای
خیلی خوب برای دوخت آورد خیاط مقداری بر حسب عادت دزدید شاگرد مرتباً سرفه میکرد ولی خیاط
گوشش بدهکار نبود شاگرد گفت اوستاد علم اوستا گفت زهرمار و علم از این پارچه که سرعلم نبود .
يك نفر قزوینی در منزل خود چاهی کند. هر چه فکر کرد که خاک آن را کجا بریزد فکرش بجایی نرسید .
نزد دخو رفته از او استمداد طلبید دخو گفت بالام جان این که فکر ندارد چاه دیگری بکن و خاك را در آن بریز .
روزی شیطان بدر خانه فرعون آمد چون در زد فرعون گفت کیستی گفت ای تف بریش
مثل توئیکه نمیداند بدرخانه اوکیست و ادعای خدایی میکند.
یک نفر ده عدد تخم مرغ در دامن داشت بنزد دخو آمد …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF