- تاريخ انتشار: 1355
- تعداد صفحات: 32
- نويسنده: جواد کهنموئی
- ناشر: تلویزیون ملی ایران
- دانلود کتاب نمایشنامه صبحانه برای یک نفر
کتاب نمایشنامه صبحانه برای یک نفر – نویسنده جواد کهنموئی
کتاب نمایشنامه صبحانه برای یک نفر – نویسنده جواد کهنموئی
جواد کهنمویی سال 1323 در شهر رشت متولد شد. وی فارغ التحصیل هنرستان هنرهای دراماتیک تهران می باشد.
مرد بساعت دیواری نگاه میکند ، ساعت ده و بیست دقیقه را نشان میدهد.
مرد بخوردن ادامه میدهد. صدای پائی شنیده میشود زنی سی ساله در حالیکه دو پاکت و مقداری کاغذ با پوشه در دست دارد با بلوز و شلواری مردانه ، موهائی کوتاه و صورتی بدون توالت و خسته وارد اطاق میشود.
او بلافاصله پاکتها را با پوشه روی میز تحریر گذاشته و بدون در آوردن لباسش خود را روی تخت میاندازد و چشمانش را میبندد و دست و پایش را بطرفین باز میکند مرد لحظه ای باو نگاه میکند و بعد از قورت دادن غذایش میپرسد .
مرد بخوردن ادامه میدهد. صدای پائی شنیده میشود زنی سی ساله در حالیکه دو پاکت و مقداری کاغذ با پوشه در دست دارد با بلوز و شلواری مردانه ، موهائی کوتاه و صورتی بدون توالت و خسته وارد اطاق میشود.
او بلافاصله پاکتها را با پوشه روی میز تحریر گذاشته و بدون در آوردن لباسش خود را روی تخت میاندازد و چشمانش را میبندد و دست و پایش را بطرفین باز میکند مرد لحظه ای باو نگاه میکند و بعد از قورت دادن غذایش میپرسد .
مرتضی:
دواها مو گرفتی؟
آذر:
آره.
مرتضی دوباره لقمه ای میگیرد و در حالیکه غذا میخورد …
دواها مو گرفتی؟
آذر:
آره.
مرتضی دوباره لقمه ای میگیرد و در حالیکه غذا میخورد …
دیر کردی .
آذر:
نامه های شرکت زیاد بود تازه مجبور شدم نصفشو بیارم خونه .
مرتضی:
یعنی تا این وقت شب شرکت لعنتی تون بازه ؟
آذر روی تخت مینشیند و با عصبانیت جواب میدهد.
آذر:
آذر:
نامه های شرکت زیاد بود تازه مجبور شدم نصفشو بیارم خونه .
مرتضی:
یعنی تا این وقت شب شرکت لعنتی تون بازه ؟
آذر روی تخت مینشیند و با عصبانیت جواب میدهد.
آذر:
نخیر ، یکساعت و نیم تو صف اتوبوس و دواخونه بودم.
آذر سرش را پائین می اندازد و با اندوه و صدائی آهسته تر …
راهنما :
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF