- تاريخ انتشار: چاپ اول 1398
- تعداد صفحات: 883
- نويسنده: بهرام حیدری
- ناشر: دیار کتاب
- دانلود کتاب مجموعه داستان آئینه آفتاب سایه گُستر ظلمات
کتاب آئینه آفتاب سایه گستر ظلمات – نویسنده بهرام حیدری
کتاب آئینه آفتاب سایه گستر ظلمات – نویسنده بهرام حیدری
از افتادگی زمینها در سمت مقابل کوه سیاه و پشت خانه غلام عباس،
سر و كله غلام عباس در نزدیکی به خانه اش پیدا میشود و در رسیدنش به نبش خانه،
راه را به طرف درگاه اتاقِ اوّلی و سه درگاه بعدی کج نمیکند و با گذشتن از مقابل خانه،
و آغلِ جان مُراد رو به درازای کمی کج ساخته مدرسه پا برمیدارد؛
در ازائی که دیگر با ضمیمه اتاق آموزگار درازتر شده. از درگاه کلاس رد میکند و به درگاه اتاق میرسد،
و چشمش عادت کرده به آفتاب همه جا پهن و رویش به دهانِ سیاه اتاق،
چشم بهم میزند تا میگوید «سلام آقا، مجالت به خیر…»
بعد از مرگ کدخدا فیض الله مردم آبادی کسی را اسماً – رسماً کدخدا نخواستند،
و با هر جریانی که پیشامد میکرد غلام عباس را به تعریف میدیدند چون با وجود جوانی،
سَر روشن و خوش فرمان و امین و درست حساب شده بود،
و مثل پدرش هر باری را به خواست و رضایت به دوش میگرفت و «نه و نُه» …
بهرام حیدری، بهطور رسمی با کتاب «بهخدا که میکُشم هرکس که کُشتم» که در سال ۱۳۵۶ چاپ شد، پابه عرصهٔ ادبی ایران گذاشت.
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF