- تاريخ انتشار: چاپ اول 1372
- تعداد صفحات: 201
- نويسنده: احمد محققی
- دانلود کتاب اعتراف
- اسداله بیمار تخت شماره ۱۴ است و پاشاخان روی تخت شماره ۱۵ بستری است ...
کتاب اعتراف – نویسنده احمد محققی
کتاب اعتراف – نویسنده احمد محققی
اسداله بیمار تخت شماره ۱۴ است و پاشاخان روی تخت شماره ۱۵ بستری است. هر دو نفر تحت عمل جراحی قرار گرفته اند و حالشان کاملا رضایت بخش است. اسداله دقيقا ۵۳ سال دارد و پاشاخان ۳۵ ساله است. توی بیمارستان همه بیماران هوای یکدیگر را دارند اما پاشاخان بیشتر از دیگران مواظب بیمار همجوار خودش است.
. «چته عمو اسداله ؟! ترا خدا تعارف نکن! مرا مثل برادر خودت حساب کن!
اگر کم و کسری داری بگو!» . خدا حفظت کند پاشاخان!
آگاه باش و بدان که من با آدمهای غریبه در بیابان هم تعارف ندارم تا چه رسد به دوست عزیزی همانند شما در بیمارستان! اینجا همه ما با هم برادر هستیم و من قدر محبتهای شما را می دانم و تا جان در بدن دارم فراموشت نمی کنم.
چند شب پیش که حالم به هم خورد اگر دقت و ذکاوت شما نبود حتما می مردم! اول نظر لطف خدا و بعد مهر و عطوفت شما نجاتم داد!» . «اختیار داری عمو اسداله! من چه کاره هستم شما را نجات بدهم؟! این خدا بود که نجاتت داد!
شما بنده خوب خدا هستی و خداوند خانواده خوب و نجیب برای شما نصیب کرده است. خواهرم باشد، خانمت زهرا …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF