- تعداد صفحات: 174
- نويسنده: ملکه اعتضادی
- ناشر: علی جعفری
- دانلود کتاب بینوا و من
- تازه پا ببستر نهادم که پس از سه شبانه روز بیخوابی استراحت کنم ...
کتاب بینوا و من – نویسنده ملکه اعتضادی
کتاب بینوا و من – نویسنده ملکه اعتضادی
تازه پا ببستر نهادم که پس از سه شبانه روز بیخوابی استراحت کنم. چنانکه متذکر شدم مدتی بود که از دوستان اشراف
خود خبری نداشتم و تازه از چاپخانه بمنزل مراجعت کرده بودم .
زنگ در و تلفن با هم صدا کرد. گوشی تلفن را برداشتم که ناگاه صدای ناله و زاری و فریاد
دلخراشی بگوشم رسید که مرا به كمك ميطلبيد .
متعاقب این صدا گفت که اکنون اتومبیل شخصی خود را برایم فرستاده است تا خواستم از صاحب صدا تحقیقی کنم تلفن
قطع شد . مضطرب و هراسان بطرف در رفتم و آن را باز کردم .
بمحض برخورد با او لرزش خفیفی براندامم افتاد، بی اختیار فریاد کشیدم :
مهدی خان این خانم تو بود !!…
مهدی خان شوفر پروین در حالیکه اشك از ديدگانش جاری و
بغض گلویش را گرفته بود . گفت.
نه خانم نه ….. آقا ….. آقا
آخر آقا چه . . . مهدی چرا درست صحبت نمیکنی .
شوفر شروع بآه و ناله نمود و گفت : خانم ، آقا حالشان بد است باید زودتر بدنبال طبيب برویم . لرزش سراپایم را فرا گرفته
بود بدر تکیه کردم تا شاید بر اعصابم تسلط یابم ولی یارای یک کلام صحبت کردن را نداشتم حالم …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF