- تاريخ انتشار: چاپ اول 1358
- تعداد صفحات: 152
- نويسنده: ناصر ایرانی
- ناشر: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
- دانلود کتاب سختون
کتاب سختون – نویسنده ناصر ایرانی
کتاب سختون – نویسنده ناصر ایرانی
قصد نداشتم غار خورشید را فتح کنم. فقط میخواستم به خودم ثابت کنم که از ریزش سنگریزه نمیترسم. حتی اگر سیلوار باشد. همین. فقط همین.
هنوز از در حیاطمان بیرون نرفته بودم که زردی دنبالم راه افتاد. خوش نداشتم زردی را همراهم ببرم.
به خودم گفته بودم تنها به کوه خورشید میروم و دور از چشم همه، حتی دور از چشم زردی، امتحانم را میدهم و سربلند به خانه برمیگردم …
آیا مردم روستا خرافهای بیپایهواساس را باور کردهاند یا اینکه طلسم حقیقت دارد و پدربزرگ دروغ میگوید؟
این سؤالی است که ذهن احمد را به خود مشغول کرده است؛ پسرکی که در روستا زندگی میکند
و دنیا را از چشم پدربزرگ مهربانش شفافتر میبیند. او عاشق این است که ساعتها کنار پدربزرگ بنشیند
و به صحبتها و خاطرات او گوش دهد. درحالیکه تمام مردم روستا و حتی آقاجون، پدر احمد، باور دارند غار خورشید طلسمشده است، پدربزرگ میگوید که این حرفها خرافهای بیش نیست و نباید آنها را باور کرد.
اما اهالی روستا آنقدر به طلسم باور دارند که هرگز سروکلهشان اطراف غار آفتابی نمیشود. تازه به کوهنوردانی هم که برای صعود به منطقه میآیند هشدار میدهند که از همان راهِ آمده بازگردند.
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF