- تاريخ انتشار: 1342
- تعداد صفحات: 210
- نويسنده: ارونقی کرمانی
- ناشر: کانون معرفت
- دانلود کتاب مجموعه داستان های کوتاه نفرین
- یک زن آنجا توی باغ باز انتظار بهار سال بعد را می کشد...
کتاب نفرین – نویسنده ارونقی کرمانی
کتاب نفرین – نویسنده ارونقی کرمانی
چلچله ها همراه بهار می آیند… و با بهار میروند، هنگامی که درختها تن عریان خود را با برگهای سبز می پوشانند
و شکوفه میدهند چلچله ها دسته دسته باز میگردند. ذوق زده و خوشحال هستند ،
زیرا بهار زندگی تازه و پر احساس برای آنها بارمغان می آورد . شبها در لابلای شاخه ها و برگ های درختان
منزل میگزینند و سپیده دم ، هنگامیکه سایه شب در کام آسمان فرو میرود صدای جيك جيك آنها بگوش میرسد،
دسته دسته بر فراز آسمان بپرواز در می آیند. وقتی بالهای ظریف و زیبای خود را بهم میسایند صدای خفیف،
مبهم و در عین حال دلپذیری که به همهمه دور دستی شبیه است بگوش میرسد…
بعد آفتاب بیدار میشود و رنگ زرین خود را بروی بالها و تن كوچك آنها میریزد …
چلچله ها هنگامیکه بهار بپایان میرسد افسرده و غمگین کوچ میکنند…
بسرزمین دیگری میروند و بجستجوی بهار از دست رفته میپردازند…
و یک زن آنجا توی باغ باز انتظار بهار سال بعد را می کشد…
زیرا فکر می کند شوهرش همراه چلچله ها بازخواهد گشت ولی سالهاست این انتظار بپایان نمیرسد .
قهوه خانه بر جاده با اسکلت سائیده ی گرد و غبار گرفته اش قد برافراشته است …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF