- مترجم: ارونقی کرمانی
- تعداد صفحات: 98
- نويسنده: پانائیت ایستراتی
- ناشر: معرفت
- دانلود کتاب گریزپا
- روزیکه پدرم در محله ی یهودی شهر «ابرایل» خانه ای خرید ...
کتاب گریزپا – نویسنده پانائیت ایستراتی
کتاب گریزپا – نویسنده پانائیت ایستراتی
روزیکه پدرم در محله ی یهودی شهر «ابرایل» خانه ای خرید ١٦ سال بیشتر نداشتم،
دو سه روز از خرید خانه ی جدید نگذشته بود که بآن انتقال یافتیم،
بخوبی میدانستم در اینجا هم مدت زیادی ساکن نخواهیم بود،
زیرا پدرم خانه های قدیمی و فرو ریخته را بقیمت مناسب خریده پس از آنکه تعمیر میکرد میفروخت.
شغل او خرید و فروش خانه محسوب میشد.
و مادرم نیز هر چند خرید لوازم و مایحتاج زندگی را بعهده داشت،
و هر روز با وجود ضعف و ناتوانی پیری سری ببازار میزد،
باز از زندگی خود راضی بود ما کلفتی هم داشتیم که در کارهای خانه،
از قبیل طبخ و شستشوی رخت و غیره مادرم را كمك و همراهی میکرد.
معمولا دلالان حقه باز و شارلاتان که زبان چرب و نرم داشتند بخانه ی ما رفت و آمد میکردند و مشتری میآوردند در اینگونه ملاقاتها که یکی دو ساعت مذاکره و چانه زدن آنها طول میکشید من موظف بودم از میخانه سر کوچه برای آنها شراب بیاورم .
وقتی میدیدم که از تنهائي بتنك میآیم سر بسر کلفت میگذاشتم و یکاسه آش یا بادمجان فلفل قاطی کرده برختخوابش گردهای محترقه میریختم و بدینترتیب پکر و دیوانه اش میکردم …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF