- مترجم: محمدعلی ایزدی
- تاريخ انتشار: چاپ اول 1390
- تعداد صفحات: 312
- نويسنده: آگاتا کریستی
- طرح جلد: واحد گرافیکی هرمس
- ناشر: کتابهای کارآگاه
کتاب آنها به بغداد آمدند – نویسنده آگاتا کریستی
کتاب آنها به بغداد آمدند – نویسنده آگاتا کریستی
ویکتوریا مثل اکثر ما بود. دختری که هم محسناتی داشت و هم معایبی. ویکتوریا دختری باریکاندام و خوشقامت با پاهای
فوقالعاده زیبا بود. قیافهاش ممکن بود معمولی توصیف شود اما اجزاء آن کوچک و قشنگ بودند. از طرفی ویکتوریا به خاطر
ویژگی منحصر به فرد صورت یا آن طور که یکی از دوستدارانش میگفت به خاطر «صورت کوچک پلاستیکیاش» از جذابیت
خاصی برخوردار بود. بدین ترتیب که او میتوانست آن اجزاء غیرقابل حرکت را به طرز عجیبی به هر شکلی که میخواست
تغییر و تقریباً ادای هر کسی را درآورد. این خصوصیت آخری بود که مایه دردسر فعلیاش شد.
ویکتوریا توسط آقای گرین هولتز رئیس شرکت گرین هولتز، سیمونز ولِدْبِتِر واقع در خیابان گری شولم دبلیو سی ۲ به عنوان
ماشیننویس استخدام شده بود. او در صبح یک روز کسلکننده داشت جریان دیدار خانم گرین هولتز از دفتر شوهرش را با
آب و تاب برای سه ماشیننویس دیگر و پسرک پادو شرکت به طرز جالبی تعریف میکرد، ادای او را درمیآورد و آنها را
میخنداند. و با خاطرجمعی از اینکه آقای گرین هولتز نزد مشاورانش رفته، آزادانه هر چه از دهانش درمیآمد میگفت:
ــ چرا میگی ما نمیتوانیم یک کاناپه نول داشته باشیم آقاجون؟»
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF