- مترجم: کامبیز شمس
- تاريخ انتشار: 1369
- تعداد صفحات: 523
- نويسنده: آیزاک آسیموف
کتاب امپراطوری ربات ها – نویسنده آیزاک آسیموف
کتاب امپراطوری ربات ها – نویسنده آیزاک آسیموف
«گلادیا» صندلی چمنی را لمس کرد تا مطمئن شود که مرطوب نیست و سپس نشست.
یک تماس با کنترل باعث می شد که صندلی به حالت نیمه خوابیده قرار گیرد و با تماس دیگر
میدان دیامغناطیسی فعال شده و مانند همیشه در او احساس سستی مطلق ایجاد می کرد.
«گلادیا» در حقیقت در یک سانتی متری سطح زمین شناور بود.
شب گرم و دلپذیری بود و سیاره «اورورا» در بهترین حالت خود نورانی و معطر دیده می شد. او
با غم و اندوه جرقه های کوچک بیشماری را مشاهده کرد که با نقطه چین شدنشان،
شکل هائی را در آسمان به تصویر کشیده بودند. جرقه هائیکه درخشانتر بنظر میرسیدند
زیرا او دستور داده بود تا چراغ های پایگاهش را خاموش کنند.
گلادیا در شگفت بود، چطور ممکن بود که در تمامی بیست دهه زندگیش هر گز اسامی ستارگان
را نیاموخته و تشخیص نداده باشد که کدام به کدام بود. یکی از آنها ستاره ای بود که در نزدیکی
آن، سیاره زادگاهش می چرخید. ستاره ای که در مدت اولین سه دهه زندگی اش تنها از آن بعنوان « خورشید» یاد کرده بود.
بیست دهه قبل «دویست سال کهکشانی استاندارد، هنگامیکه به «اورورا» آمده بود، او را «گلادیا سولاریا» نامیدند. اما این نام زیاد برایش خوشایند نبود. یک ماه قبل جشن بیستمین دهه ورود او بود، چیزیکه او از آن بدون توجه گذشته بود زیرا عمدا نمیخواست به آن روزها فکر کند. قبل از آن روی «سولاریا»، او را «گلادیا دلماره» می نامیدند.
«گلادیا مضطربانه چرخید. او تقریبا آن نام خانوادگی را فراموش کرده بود. آیا این فراموشی به این خاطر بود که آن مربوط به سالها پیش بود؟ یا تنها به این خاطر که او سعی کرده بود آنرا فراموش کند.
در تمام این سالها او هیچگاه حسرت «سولاریا» را نخورده و …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF