انفجار بزرگ داستان کوتاهی است از زنده یاد هوشنگ گلشیری. این داستان تاریخ ۱۴ آبان ۱۳۷۲ را در آخر خود دارد.

پیر مرد باز نشسته و از پا افتاده ای با زنش -خیال زنش- که امینه آغا باشد، صحبت می کند. پیر مرد که نالان از دلمردگی ها و فسردگی ها و بی ذوقی های افراد و ایام است، دل به این بسته است که دو تا جوان می خواهند سر ساعت پنج در میدان ونک برقصند از امینه آغا می خواهد که …

“دقایق انتهای فیلم کمی دچار مشکل است”