- مترجم: نگین ازدجینی
- تاريخ انتشار: چاپ اول 1373
- تعداد صفحات: 298
- نويسنده: آگاتا کریستی
- ناشر: روایت
کتاب قتل در کارائیب – نویسنده آگاتا کریستی
کتاب قتل در کارائیب – نویسنده آگاتا کریستی
داستان سرائی های سرگرد پال گریو
سرگرد پالگریو گفت: برای مثال همین موضوع کنیا را در نظر بگیرید،
اکثر آدمهائی که ابداً هیچ چیز در اینباره نمی دانند و اطلاعی ندارند مدام حرف میزنند و داد سخن میدهند. من چهارده سال از عمرم را در کنیا گذرانده ام بهترین سالهای زندگیم را.»
خانم مارپل سرش را به نشانه تائید خم کرد.
حرکت وی حرکتی متین و مؤدبانه بود در همان حالی که سرگرد
پال گریو به یادآوری خاطرات نسبتاً بی جاذبه و کسل کننده زندگیش می پرداخت، خانم مارپل در آرامش افکار خویش را دنبال می کرد. او به این روش خو گرفته و به خوبی با آن آشنایی داشت. وی بارها و بارها به چنین داستانهایی گوش فرا داده بود داستان همان بود تنها با این تفاوت که نام محلها عوض میشدند سابقاً همیشه صحبت از هندوستان بود. فرقی نمیکرد که داستان از زبان چه کسی نقل گردد
سرگردها، سرهنگها، سپهبدها همگی کلماتی آشنا به کار می بردند کلماتی نظیر سمیلا، حاملان ،ببرها چوتا هزری ، تیفین ، خیت، ما گازر و از این قبیل اگر چه سرگرد از موضوعات دیگری صحبت میکرد موضوعاتی مانند سفری و سیاحت اکتشافی در آفریقا کیکویو، فیلها، سواهیلی …. و هر چند جملات از زبان سرگرد پال گریو اندکی متفاوت بودند ولی با این حال چهارچوب داستان اساساً یکسان و یکنواخت بود حکایت مردی سالخورده و فرتوت که به شنونده ای احتیاج داشت تا بتواند در ذهن خود ایام خوش دوران جوانی خویش را زنده کند روزهائی که پشتش ،صاف چشمانش تیزبین و حس شنوائیش قوی بود.
تعدادی از این سخنگویان مردان نظامی مسن و خوش قیافه بودند، متأسفانه ابداً جذابیتی نداشتند و سرگرد پالگریو با صورتی ارغوانی یک چشم مصنوعی شیشه ای و کلاً با ظاهری شبیه یک
قورباغه چاق و چله به دسته اخیر تعلق داشت …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF