- مترجم: گامایون
- تاريخ انتشار: 1974
- تعداد صفحات: 277
- نويسنده: و.کراپیوین
- ناشر: پروگرس - مسکو
- دانلود کِتاب از آن سو که باد می وزد
کتاب از آن سو که باد می وزد – نویسنده و کراپیوین
کتاب از آن سو که باد می وزد – نویسنده و کراپیوین
شب هنگام باد شمال باختری برخاست. چنان بسختی وزید که چند صفحه ی شیفر
از بامها کنده شده و تق و تق به ایوان چوبی کوبیده میشدند. در تق و لق ناله و شیون میکرد .
بعد وقتی نخستین حمله ی باد گذشت و باد روانتر شد ولادیک صفیر سیمها را شنید.
سیمها مانند تارهای بم ساز در میان جریان هوا میلرزیدند و صدای زیر آن
از میان همهمه ی درختان نزدیک و تق و توق در باغها که مانند تیراندازی بی نظم و ترتیب بود رسوخ میکرد .
دل ولادیک میخواست که بلند شود و به اتاق زیرشیروانی برود و عقربه ی بادنما را بازدید کند.
ولی او ترسید مبادا پدرش را بیدار کند آخر پدرش حتما در اثر قدمهای محتاط ولادیک بیدار خواهد شد.
نه، بگذار بخوابد، او در هر صورت همین تازگیها دراز کشیده.
ولادیک هنوز بوی روزنامه ای را که سوخته و ذغال شده و هنوز سرد نشده بود میشنید.
پدرش وقتی مشغول رسامی میشد با این روزنامه چراغ را میپوشاند. ولادیک با دست لحاف را
که بروی زمین افتاده بود لمس کرد و آنرا تا زیر چانه کشید و یواش یواش داشت …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF