- مترجم: محمد قصاع
- تاريخ انتشار: چاپ اول 1373
- تعداد صفحات: 360
- نويسنده: آیزاک آسیموف
- ناشر: انتشارات شقایق
کتاب المپیک کهکشانها – نویسنده آیزاک آسیموف
کتاب المپیک کهکشانها – نویسنده آیزاک آسیموف
جرج پلاتن نمی توانست اشتیاقش را در صدایش پنهان کند،
زیرا این اشتیاق شدیدتر از آن بود که بتوان سرکوبش کرد. بالاخره گفت : فردا اول ماه مه است. شروع المپیک! به روی
شکمش چرخید و از پای تخت به هم اتاقیش نگریست. یعنی او اصلا احساس نمیکرد؟ یعنی این مسأله هیچ اثری روی
او نداشت؟
صورت باریک جرج در طول یک سال و نیمی که در این خانه بود، باریکتر هم شده بود اندام لاغری داشت، اما مثل همیشه
در چشمانش جدیت موج میزد اکنون که با انگشتانش به گوشۀ ملافه تختش چنگ انداخته بود، حالت انسان دربندی را
داشت. هم اتاقی جرج سرش را برای مدت کوتاهی از روی کتابش بلند کرد و با استفاده از این فرصت میزان نور دیوار
نزدیک صندلیش را تنظیم کرد. اسم او هالی عمانی و متولد «نیجر» بود. پوست تیره و هیکل بزرگش برای آرامش و وقار
ساخته شده بود و ذکر نام المپیک هم هیچ اثری رویش نداشت.
او گفت: می دانم جرج
جرج خودش را مدیون صبر و مهربانی هالی در مـواقـع نـیـاز می دانست. اما گاهی در صبر و مهربانی هم اغراق به وجود
می آید. آیا الان زمان آن است که …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF