- تاريخ انتشار: 1322
- تعداد صفحات: 65
- نويسنده: حسینقلی مستعان
- ناشر: گوتمبرگ و شیپور
- دانلود کتاب لذت
- مه فضا را پر کرده بود بطوری که بیش از چند قدم جلو با دیده نمی شد...
کتاب لذت – نویسنده حسینقلی مستعان
کتاب لذت – نویسنده حسینقلی مستعان
مه فضا را پر کرده بود بطوری که بیش از چند قدم جلو با دیده نمی شد. نسیم سردی از کوههای شمالی می وزید.
عابرین با حزن و ناخرسندی سر در میان شانه ها کشیده بودند و تندتر از معمول می رفتند؛
جوانی که گیوه های پاشنه نکشیده ش را بسرعت روی زمین می کشاند و می رفت به بقال فقیری
که بیکار پشت بساط دکانش ایستاده بود گفت:
– مشهدی کریم، می بینی زمستان برگشته است. کارهای این آقا خدا هیچ حساب ندارد؛
یکطرف بدبختی و گرسنگی، یکطرف ناخوشی، اینهم سرمای بی موقع! یقال بالحن موعظه و ملامت گفت:
– برو جوان غیرت پیدا کن، هیچ کار خدا بی مصلحت نیست.
– من که از این مصلحتها چیزی نفهمیدم. آخر حالا چه وقت برف است؟ بهاری گفتند و زمستانی.
پریروز از گرما تن من عرق سوز شد، امروز عیناً مثل چله زمستان است؛
از درد شکم بی نان ناله کنیم یا از لرزش استخوان؟ مقصودت چیست آخدا؟
– بمن چه، بتوچه؟ هر چه خداوند عالم بدهد اسباب خوشبختی است.
– من بفکر بیچارگی خودم و بچه ها هستم. برای ما این سرما یعنی بدبختی؛ هر چه بیشتر طول بکشد بدبختی بیشتر؛
اما البته برای اینها فرق نمی کند، برای این او با بهای کالسکه نشین …
|
BookMovie | دانلود کتاب الکترونیکی PDF